تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

با خودم فکر میکنم که اگر مقام معظم رهبری نام امسال را سال اصلاح الگوی رفتار نام گذاری میکرد تا اصلاح الگوی مصرف چه اتفاقی می افتاد؟

صحبت کردن در این مورد سخته و نمیشه در این فرصت کوتاه به بررسی  رفتار و خصوصیتات ایرانی ها پرداخت،اما میخوام از شعارهایی که در حد حرف مونده و هیچ وقت هم به عرصه عمل نرسیده صحبت کنم و با پرداختن به این موضوع قصدی نیست برای زیر سوال بردن خصوصیات و رفتار خوب ایرانی ها...

هر خوبی یک بدی داره و بدی ما ایرانی ها هم اینکه خیلی به گذشته تکیه کردیم و حال را فراموش کردیم.

نمیدونم شما هم شنیدید یا نه اینکه گفتیم همیشه بهترین تماشاگرای دنیا را داریم،همیشه گفتیم مهمان نوازترین انسان ها ایرانی هستند،گفتیم مردم ما بالاترین شعور اجتماعی را دارند،گفتیم ما فرهنگ و تمدن 2500ساله داریم،و همشه گفتیم ها !

با خودم فکر میکنم چرا و چطور این بحث شرووع شدو چگونه به اینجا رسیدیم؟چرا باید نگاه ما به خودمان آنقدر از بالا باشه که بر اثر همین اعتماد به نفس نقاط ضعف ما مخفی بمونه وسال های سال به همین منوال بگذرد ولی متاسفانه چیزی نیستیم،از همه حرفی نمیزنم از افرادی که کاملا تحت تاثیر این جوها بودن و گول این جو ها را خوردن،بازم میگم قصدی ندارم از اینکه با قرار دادن چند جمله و کلمه ارزش ها را زیر سوال ببرم،اما بیایید برای یکبار هم که شده خودمان را قاضی کنیم!!!

براتون مثالی میارم،اینکه در یک بازی ملی تا دقیقه 70 بهترین تماشاگرهای دنیا را داشته باشیم اما از دقیقه 70 به بعد همین بهترین تماشاگرهای دنیا،همه بازیکنان و مربی ها و اعضای خانواده هاشون توهین میکنن.

اگر باور نمیکنین از مثال دیگه ای هم استفاده میکنم،در حا حاضر نزدیک به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری هستیم با نگاهی کوتاه به برنامه های انتخاباتی رسانه ملی متوجه ادعای تهیه کنندگان و برنامه سازان میشویم که میشنویم مردم ما بالاترین شعور اجتماعی را دارند اما در نقض همین مثال و با توجه به این که ایران در شرایط حساسی است که باید4 سال آینده ایران را انتخاب کنیم و در حالی که اکثر کشورهای دنیا روی کشور ما زوم کرده اند،متاسفانه ما شاهد جدال و جنجال های سیاسی هستیم که جناح های مخالف(البته فقط یک جناح)روبه رو هم میایستند و از توهین وناسزا و تا حتی تهمت زدن به هم دست برنمیدارند واز چیزی هم ترسی ندارندتا بلکه بتوانند آینده کشور را را دردست بگیرند،ولی فقط دود این تناقض ها به چشم خودمان میرود،

این بحث،بحث ریشه ای است که باید بطور جدی بررسی بشه،نه فقط این چند مورد بلکه در همه زمینه ما باید الگوی رفتاری خودمون را اصلاح کنیم.

به امید روزی که هیچ شعاری در حد حرف نمونه و به عرصه عمل برسه.

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت11:29توسط مریم | |

زندگي با آدم چه بازي هايي داره .
به چهره هاي مردم تو خيابون و تاكسي و مترو نيگاه مي كنم .. همه دنبال يه گمشده اي هستن .. اون گمشته شايد به زبون خودشون خيلي باهم فرق داشته باشه و رنگارنگ باشه ... اين مردم چرا اين قدر خسته شدن ؟ مگه اين همه رفاه و امكانات كمه .. اين همه سريال و فيلم .. آهنگ .. تا دورترين نقاط قابل ديدن كهكشان رو به جستجوي اون رفت .. به اعماق جنگلها و درياها و اقيانوس ها رفت ... ولي بازم مردم آرامش ندارن .. با سرعت الكترون ها اخبار رو مرور مي كنن .. تلويزيون نيگا مي كنن ... توي مساجد و كليساها و دير و معبد بسط مي شينن .. آدم مي كشن ... چت مي كنن .... وبلاگ مي نويسن .. دوست دختر و دوست پسر پيدا مي كنن ... دانشگاه مي رن .. خبرنگار مي شن .. موزيسين .... بمب اتم درست مي كنن و مردم رو چند نسل جزغاله مي كنن ... توي انتخابات شركت مي كنن و به نماينده شون راي مي دن .. كسوف رو تماشا مي كنن ... خودكشي مي كنن .. توي زندگي مردم سرك مي كشن .... براي همديگه جمله هاي فلسفي و عرفاني اس ام اس مي كنن ...
از دختر همسايه جواب رد مي شنون با اسيد صورتش رو مي سوزونن .. سايت هك مي كنن ... گواهينامه مي گيرن و توي اتوبان ها تيك آف مي كنن .. براي شخصيت ها جك مي سازن .. پاي ماهواره مي شينن ... پلي استيشن بازي مي كنن ... توي يه بيت شعر غرق مي شن .. براي يه آيه ي قرآن تفسير در حد كتاب مي نويسن .. قايبل مي شن و برادرشون رو مي كشن - فيزيكي يا معنوي - شايعه درست مي كنن و هنرمند مشهور رو به گند مي كشن .. توي گروه هاي اينترنتي مطلب مي نويسن و به ملت گير مي دن .. ساعت چهار صبح بلند مي شن و نماز شب مي خونن .. تو خيابون به چهره ي ملت ميخ مي شن ... چهارساعت توي صف بانك گير مي كنن .. پارتي مي گيرن و توي باربي كيو جوجه مي پزن و به دوستاشون شامپاين مي دن .. عاشق مي شن .. شبا با كدئين مي خوابن و صبحا به زور چايي و قهوه و نسكافه بيدار مي شن .. توي اداره زير آب مي زنن ...پاي كامپيوتر مي شينن و برنامه مي نويسن ... شريعتي مي خونن .. اعتصاب راه مي اندازن ... مي رن بوفه ي دانشگاه و راجع به اساتيد حرف مي زنن .. از پشت به دوستشون خنجر مي زنن ... مريض مي شن و دوا مي خورن .....توي سازمان ملل حق مشروع خيلي ها رو وتو مي كن .. فيلم مي بينن و خودشون رو جاي هنرپيشه مي ذارن .. بازارياب مي شن ..... مدرك تحصيلي مي گيرن ....مثه آب خوردن قلب دوستاشون رو مي شكنن .... ازدواج مي كنن ... دوستاي قديم رو به باد فنا و فراموشي مي دن .. بلوتوس بازي مي كنن ... توي گوشي فحش بار همديگه مي كنن ...دست طرف رو مي گيرن و زير بارون قدم مي زنن ... هزاران كيلومتر جاده رو طي مي كنن .. توي ترافيك گير مي كنن ... روابطشون رو عمق دار مي كنن و وقتي كه طرف رفت اساسي پنچر مي شن ... و هزارتا كار ديگه ..
ولي هيچكس نمي دونه كه واقعا چي مي خواد .. مثل همون هيزم شكنه معروف .... كه آخرش هم نفهميد چي مي خواد .. چند نفر مي دونه واقعا از اين زندگي كه مثل سيريش بهش چسبيدن چي مي خوان . كجا وايسادن و كجا مي خوان برن ؟ براي چي مي خوان اين راه رو برن ...
آخرش مي فهميم كه آره داداش هممون ول معطليم .

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت22:44توسط مریم | |

آخ پام
-
جوون ! جیگرتو !
تعجب نکنید ! این جا مصلی تهران است . جایی که نمایشگاه بین المللی در آن برگزار می شود .
بگذارید از اول برایتان تعریف کنم .
سه شنبه 18 اردیبهشت 86 . مصلی تهران . هوا گرم بود و مسیر شلوغ ( اگر قصد استفاده از مترو را دارید ترجیحا هیچ وسیله ی شکستنی از جمله دنده آرنج و مچ دست با خودتان نبرید)
وارد نمایشگاه که شدم انگار پا به کویر گذاشتم . خوشحال شدم هم کتاب می خرم هم رفتم کویر ! از پله ها که تعداد تقریبی شان صد تا می شد بالا رفتم . هر لحظه بر تعداد جمعیت اضافه می شد . راهنمای نمایشگاه را گرفتم . ( بهترین کار این است که راهنما را بادبزن کنید چون به کار نمی آید. ) راه افتادم . لیست کتاب ها را تو ذهنم مرور کردم  . کتاب های نشر دانشگاهی و نشر نی و غرفه کودک ونوجوان . با هزار زحمت نشر دانشگاهی و غرفه  را پیدا کردیم(کلا سه نفر بودیم ) . لابد مسخره می کنید که آخر پیدا کردن یک غرفه که کاری ندارد ! حق با شماست . سالهای پیش کار سختی نبود . اما امسال غرفه ها شماره نداشت . تعدادی از سالن ها برق نداشت . فضای سربسته و کوچک مصلی هم اضافه بر سازمان خود نمایی می کرد . یادم رفت بگم : تا حالا سرعت گیر وسط نمایشگاه دیده بودید ؟!؟ خب دولت فکر همه چیز را کرده بود ! مردم در این جند روز سرعت خرید کتابشان بالا می رود برای همین وسط نمایشگاه کلی پستی و بلندی و کابل های جور واجور گذاشته بود تا برخی بیفتند و آسیب ببینند و از سرعت خرید کاسته شود(برای خود من این مسله پیش آمد( خب بگذریم ! غرفه  را پیدا کردیم . جلو رفتم و کتاب ها را خریدم . یک دفعه احساس کردم زنبوری بغل گوشم وزوز میکند . برگشتم با عصبانیت نگاهش کردم . خندید و رفت !
نشر دانشگاهی کتاب ها را نداشت . تمام کرده بود . نمی دانم . بالاخره یک مشکلی داشت که نتوانستم بخرم . فقط توانستم 1000 جور متلک جدید از دوستان و اگه درست یادم مانده باشد و .... نصیبمان شد !!!!
حالم بد شده بود . کلی به خودم ناسزا گفتم که چه قدر بد !! جلوتر رفتم چند تا خانم و آقا داشتند از گرما یا شاید هم نبود اکسیژن کافی چند نقطه را گل کاری می کردند . نماز جماعت هم برگزار شد
راستی نمی دانم مسئولان چه انگیزه ای داشتند که بساط قیرگونی را هم وسط نمایشگاه به پا کرده بودند !
خیلی نوشتم . سرتان درد گرفت . فقط خواستم بنویسم اگر یک دفعه دوستان وسوسه کردند که برید نمایشگاه کتاب نکات ایمنی را حتما رعایت کنید .

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت1:54توسط مریم | |

مرز حجاب و بی‌‌حجابی كجاست؟

پس از پيروزی انقلاب اسلامی، رهبر فقيد انقلاب طی سخنانی به زنان توصيه كرد كه با حجاب اسلامی در وزارتخانه‌ها و ادارات حاضر شوند. در همان زمان آيت‌الله طالقانی طي گفت‌وگويی ضمن تاكيد بر «وجوب» حجاب تاكيد كرد كه اين امر «واجب»، اجباری نيست. ايشان گفته بود: «اسلام، قرآن و مراجع دينی می‌‌خواهند زن‌های ما شخصيتشان حفظ شود. اصل مساله اين است. هيچ اجباری هم در كار نيست.» آيت‌الله طالقاني سپس با مرور مبارزات زنان در انقلاب گفت: «كسي در اين راهپيمايی‌‌ها، خانم‌ها، خواهران ما و دختران ما را مجبور نكرد كه اين‌ها با حجاب يا بی‌‌حجاب بيايند. هيچ طرفش مجبور نبودند. ولي خودشان با احساس مسووليت اسلامی كه اين لباس يكي از شعارهای اسلامی و ايرانی است، اصالت خودشان را خواستند نشان بدهند... اين‌كه حالا روسری ببندند، نبندند، هيچ‌كس اجباری در اين كار نكرده؛ ولي ما درخواست می‌‌كنيم. حضرت آيت‌الله العظمی خمينی هم اجبار و اكراهی به صورت اكراه بيان نكرده.» و تاكيد كرد: «در خلال صحبت‌ها گفتم كه حتی اجبار برای زن‌های مسلمان هم نيست. چه اجباری؟ حضرت آيت‌الله خمينی نصيحتی كردند، مانند يك پدر كه به فرزندش نصيحت می‌‌كند.» [روزنامه كيهان 2/ 12/ 1357 - متن كامل در مجله سروش شهريور 1359 صص 84 و 85] چند روز بعد نيز رهبر فقيد انقلاب طي مصاحبه‌ای تاكيد كرد: «همان نظراتی كه آقای آيت‌الله طالقانی فرمودند، موردنظر من و صحيح است.»‌[روزنامه اطلاعات - دوشنبه - 21/ 12/ 1357 ]

+نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت16:32توسط مریم |

یه خط  در میون

 

1فروردین: بنیامین - کل کل – فرزدا حسنی – پیام رهبر و باز هم پیام رهبر

2فروردین: فیلم های سینمایی - له له های اجباری –و پلکان

3فروردین:مردان آهنینن – ترش و شیرین – پیام رهبر – عید دیدنی

4فروردین : سال 86 – اتحاد ملی انسجام اسلامی – کنترل نامحسوس –  عیدی گرفتن

5فروردین: مسافرت – جاده – پلس راه – سبقت – جریمه – به سلامت رسیدن

6فروردین: قطع آنتن - پایتخت دوم – ایران 11 &22&33&44

7فروردین: اس م اس فقط – مهمون های جدید – خوشگذرونی – سالیان

8فروردین : بارون – بارون – بارون – ترش و شیرین – اصرار

9فروردین : دور دور – هوای خوب–  نارنجستان – یه دنیای دیگه – ورودی (یه جایی غیر از زمین )

10فروردین : اس م اس – آبی و قرمز – مساوی – آرین – دلتنگی – خوش گذشت

11فروردین :دیدن هم کلاسی ها – مزاحمت بی جا – ساعت 2 شب – بی خوابی 5 صبح (همیشه)

12فروردین :جمع وجور کردن – سوغاتی – جاده هراز- ترافیک – ترافیک – امازاده هاشم – رودهن- اتراق – بلاخره تهراه

13 فروردین: خواب – ساعت 3 ظهر-تلوزیون  بازهم تلوزیون – بارون – تلفن

 

+نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت16:6توسط مریم | |

این روزها بازار اعتراض به فیلم سیصد داغ شده است . دقیقا از همان تب هایی که چند هفته پیش هم یقه مردم را گرفته بود در مورد آبگیری سد سیوند که در عرض چند روز فراموش شد . این یکی هم مطمینا بعد از چند روز خاموش می شود مانند تمامی تب های دیگر .                                                     اصلا ملت ایران عاضق تب های زود گذرند . واقعا الان چه کسی از دیدن گل خداداد به استرالیا مانند آن زمان گریه اش می گیرد . چند نفر با شنیدن نام مریم حیدرزاده یاد عشق های نافرجامشان می افتند و یا چند نفر نسبت به نام خلیج عربی واکنش نشان می دهند ؟ اصلا انگار یادمان رفته همین چند ماه پیش ، در بازی های آسیایی ، اسطرلاب و ابوریحان و خوارزمی کاملا عربی شده بودند و سیمرغ را شیخان عرب به پرواز در می آوردند ! سیصد هم مطمینا مانند تمام این مثال ها دو روز دیگر سرد می شود و هفته دیگر مطمینا کسی اصلا به یاد نمی آورد . ولی واقعا اینها را باید فراموش کرد ؟ باید با مسببین شان برخورد کرد ؟ باید چیزی نگفت و یا ... .
ابتدا فکر می کنم بد نباشد بدانید که فیلم سیصد بر اساس یک رمان تخیلی نوشته شده است و اصلا بر اساس تاریخ نوشته نشده است . مانند هزاران فیم اینچنینی مانند کینگ کونگ یا فرنکشتین یا دراکولا . مهم اینجاست که هر سال هزاران فیلم مانند این آثار ساخته می شود و هر کدامشان شخصیتشان مال کشور خاص و مربوط به سرزمین خاصی است ولی مردم سرزمین های به نمایش در آمده در این فیلم ها هیچکدام اعتراض نامه و مانیفست صادر نمی کنند .                                                                   ابدا فکر نکنید که مردم آن بلاد بی رگ و ریشه یا خاین به خاکشان هستند ، اصلا اینطور نیست ، بلکه این فرهنگ در بین آن مردم وجود دارد که فیلم نشاندهنده روح واقعی یک کشور و یا نماینده آن سرزمین نیست . مگر در مورد مسایل دینی و اعتقادی که به نظرم اصلا نباید با دین شوخی یا حتی با ذره ای تغییر نشان داده شود . سیصد هم از این قاعده مستثنی نیست و به نظر من اعتراض به آن کاری بس بی خود است . چون اصلا فیلم خودش می گوید تخیلی است نه بر اساس سند و واقعیت .
مثال می زنم و قضاوت با خودتان که سیصد بدتر است یا فیلم های ساخت داخل که به دنیا تحت نام جشنواره ای صادر می شود به نظر من باید به جای این تعصبات بی مورد در مورد یک فیلم بی سر و ته ، فرهنگ ایرانی را بصورت واقعی باید به نمایش عموم در آورد و نه برای گرفتن نشان جشنواره ای . شاید در سال جدید که آقای صفار هرندی ، ابر مرد فرهنگ ایران !!! تمام بودجه سینما را اختصاص به ساخت فیلم سینمای دفاع مقدس از نوع حاجی کرده اند ، چه خوب می شد که این بودجه را اختصاص به ساخت فیلم های فرهنگی و باستانی و امثالهم می کردند ولی نه بدست رفقای خودشان بلکه بدست افرادی که در این مملکت کم نیستند که هم سینما را بشناسند و هم تاریخ را ، مانند آقای بیضایی و تقوایی و نادری و غیره .
پس به نظر من بجای شمشیر بستن برای سیصد باید شمشیر برای وزیر فرهنگ خودمان ببندیم و اعتراضاتمان را به این ابر مرد بفرستیم که حاج صفار ، وقتی اجازه می دی که هر مزخرفی از فرهنگ ایران ( صد در صد هم همه این آثار بدبختی ایرانی ها و گشنگی شان را نشان می دهد ، باور ندارید دقت کنید به فیلم هایی که آنور آب جایزه می گیرند ) به آنور آب برود برای پر کردن کمیت مدیریتی که بعدها در شهر فریاد برآوری که در دوره ی اینجانب دو هزار جایزه سینمایی درو شده است ،                                    بیشتر از این نمی توان انتظار داشت که برادران هالیوودی و بالیوودی برای ما تخت جمشید و کوروش کبیر بسازند صفار خان هرندی  بیا به جای اختصاص سی چهل میلیارد تومان به سینمای دفاع مقدس ، این بودجه را صرف نشان دادن کورش کبیر و پاسارگاد و فرهنگ و هنر ایرانی بکن . مطمین باش برایت کارنامه مادی ندارد ولی معنوی تا دلت بخواهد دارد . همین .

نکته آخر و اينکه: نمي دونم چرا وقتي صحبت از فيلم «300» ميشه بي اختيار به ياد «چهارشنبه سوري» و وحشي گريهايي که متاسفانه در اين روز رخ ميده مي افتم.  بيائيم همه باهم اين آئين باستاني را در خور فرهنگ و تمدن کهن ايران عزيزمان برگزار کنيم(هرچند این یکی رو خیلی دیر گفتم )

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت1:35توسط مریم | |

ما و عاشورا

ماه محرم از راه رسید. ماهی که برای خیلی ها  یاد آور عزاداری است . اما متاسفانه مانند دیگر کارهایمان که قشری هستیم این موضوع را که می تواند دید  انسان را متحول کند  با کار های نا بجا را با دست خویش به نابودی می سپاریم. بعضی از مداحان که این روزها شمارشان از خوانندگان موسیقی پاپ هم بیشتر شده هر دروغ و مطلب کذبی را به عاشورا و امام حسین نسبت می دهند تا به قول خودشان جگر مردم را بیشتر بسوزانند و اشکی که رونق کارشون  باشه. البته من  شخصا مخالف سبک ها و نوآوری های جدید در مداحی نیستم  .یکی از کتاب های مفید شهید مطهری حماسه حسینی است که در سه جلد چاپ شده تا خرافه هایی که تاریخ عاشورا را تحریف کرده است را نشان دهد(هنوز خودم تمومشون نکردم).البته این اتفاق  فقط بر عاشورا نازل نشده است بلکه خیلی از  وقایع تاریخی رادر بر گرفته حتی جریانات اخیر.آیت الله مکارم یه صحبتی کردن که ، و  ردکردن  کسانی که از نام های نامناسب مانند هیئت دیوانگان حسین و .... استفاده می کنند و یا مثلا در عزاداری می گویند لا اله الا الحسین ، که بسیار مناسب بود.
موضوع دیگر نحوه عزاداری است که در بعضی مواقع .... کننده است.باز جای شکرش باقی است که قمه زنی را حرام اعلام کرده اند ولی باز در گوشه کنار مدعیان مسلمانی دست بردار نیستند و حتما امسال  باز شاهد انتشار عکس های قمه زنی در اینترنت خواهیم بود.در این چند ساله مد شده که موقع سینه زنی لخت می شوند و سینه می زنند .ظاهرا هر چه محکمتر به بدنشان بکوبند ثواب بیشتر می برند .سال گذشته که مراسم سینه زنی با مداحی سعید حدادیان از تلویزیون پخش می شد ،از آنجا بیشترشان لباس تنشان نبود مانند فیلم های سینمایی خارجی تصویر کش می آمد یا در و دیوار را نشان می دادند.
من امسال هم مانند سال قبل در هیچ کدام از این مراسم روی های خیابانی شرکت نمی کنم فکر می کنم دلیلش مشخص باشد چون هم مردان و هم زنان(دختر و پسرا) (البته نه همه ) که در این مراسم شرکت می کنند بیشتر برای عروسی می روند یا تماشای این که چه هیئتی علم را سریع تر می گرداند. امیدوارم عزاداری ما از این قشری گرایی و سطحی نگری جدا بشه

و عزادار واقعی حسین باشیم و بیام از روز عاشورا درس آزادگی و عدالت رو بگیریم

نه پیرهن مشکی و گریه زاری

ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت1:25توسط مریم | |

الان چند روزه  نمیدونم یه ماه  از بازگشت

اولین مسافر  فضانورد زن  جهان (انوشه انصاری)میگذره

نمیخواستم راجبه این جریان چیزی بنویسم.ولی وقتی به این فکر میکنم خانوم انصاری 20میلیون دلار ناقابل داده تا به گردش چند روزه بپردازه .

 (من نه جزء اون دسته که موافق این سفر بودن هستم نه اون دسته که مخالف این سفر بودن) حتما چیز خوبیه وگر نه پس از بازگشت خانوم انصاری سریع این همه داوطلب مشهور مثل معروفترین خواننده زن(مدونا) و بازیگر زن(نیکول کیدمن) حاضر به رفتن به این سفر نمیشدن

البته جای بحث که انعکاس خبریش وسوسه کنندس. 

من شخصا به چیزهای فکر میکنم که شاید اصلا به ذهن ایشون خطور نکنه و اینم میدونم که هر کسی اختیار مال خودشو داره

من به خودم افتخار میکنم که این (افتخار)نصیب ایرانی ها شد دقیقا مثل همون موقع که خانم شیرین عبادی جایزه صلح نوبل رو گرفت یه حس خاص

نمیدونم

شاید افتخار شاید غرور شاید انگیزه ...

خانوم انصاری تو یکی از مصاحبه هاش گفته که من زمین رو از بالا میدیدم همه

نقاط زمین رو حتی مرزهای دریایی رو میدیده و خیلی چیزها

خیلی دوست داشتم بدونم حالا که 20میلیون دلار داده و این همه چیز دیده!!!

چیزهایی که ما هم میبینیم دیده یا نه؟

شاید دیده و نخواسته که از  سفرش خاطرات تلخی به جا بیاره به مردم بگه و اوقات اونها رو هم تلخ کنه

به عبارتی دیگه به رو خودش نیاورده

من فقط به یکی دوتا  از این موارد اشاره میکنم دیده شده یا نه

 تو فضا چیزی رو به رنگ عاج فیل ندیدن و سفینه به اون برخورد نکرده و آسیبی ندیده

اصلا شما به عاج نشین ها گفتین از اون بالا به پایین هم نگاه کنن و بببین که وضع بقیه چطوری ؟

چه جوری عاج نشین شدن به بقیه هم بگن تا همه از رهنمود هاشون استفاده کنن

شاید شما خودتون عاج نشین بودین وهستین!!!

در طبقات بالای جوی چیزی شبیه به بادکنک ندیدن وبه اون ها ناخنک نزدین

یعنی حداقل کاری که میشد برای این افراد مال مردم خور کرد(به شکل مشاور)

 تا بترکن و با اکثر مردم همدرد بشن

راستی تو فضا مغازه ای که آقای الهام خرید میکنن رو ندیدین یا مشاهده نشد

برای اینکه رئیس جمهور به مردم گفتن فقط از همون مغازه خرید کنید

ما که چنین مغازهای رو زمین پیدا نکردیم!!!!

شما چطور

.................................................

به دور از این همه اتفاقات درون فضا که از چشم خانوم انصاری دور موند

خیلی خوشحالم که هموطن عزیز ما به عنوان اولین ایرانی به این سفر رفت

و اسمشون برای همیشه در تاریخ جاودانه

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت20:48توسط مریم | |

نمیدونم الان چه جوری باید شروع کنم  شاید روزی که میخواستم تو این وبلاگ بنویسم

اصلا فکرشو نمیکردم که یه روزی به خوام از یه جریانی بنویسم که همه ی شما کم و بیش شنیدید

موضوع بر میگرده به 1 هفته پیش که یکی از دوستای قدیمیم (یه مدت ازش خبر نداشتم)به من زنگ زد و گفت که یه فیلمی از فلان بازیگر اومده  بیرون یا لو رفته

گفتم خوب کی؟ کدوم بازیگر ؟

فیلم مهمونی یا عروسی(همیشه از این دست فیلم ها تو دست مردم میچرخه)

دوست قدیمیم گفت:بازیگر سریال نرگس  دوباره گفت زهره خواهر بهروز

بازم گفت زهرا امیر ابراهیمی

ادامه داد که!!!!!!!

توی این فیلم این خانوم بازیگر با نامزد یا(هر چی که میشه اسمشو گذاشت ) شروع به یه رابطه ای  میکنن 

و بعد قسم آیه و قران که خودشه

من وقتی فهمیدم که محتوای فیلم چیه و با نگاه کردن به اون فیلم کاذب (که اصلا هم علاقه ای نداشتم این فیلم رو ببینم)گناه اون بازیگر یا هر کی که بود رو میشورم  این فیلم رو ندیدم

اصلا چرا من تصمیم گرفتم در مورد این مطلب بنویسم این بود از دانشگاه که اومدم به من خبر دادن که این زهرا امیر ابراهیمی در طی بازجویی که ازش میشده  در منزلش دست به خودکشی زده

(منبع خبر روزنامه جام جم)

حالا این یه مقدمه بو د تا احساس خودمو نسبت به این جریان بگم

توی اینترنت جستجو کردم خیلی زیاد و یه این نتیجه رسیدم که شخص سومی در کار بوده و این فیلم دست به دست داره میچرخه

وقتی شنیدم اول فقط گریه کردم با خودم گفتم مگه چه گناهی کرده بود که این بلا سرش اومد شاید این خودش یه گناه بوده

و همین خودکشی یعنی خوده  خودش بوده (صرف علت خودکشی )

من الان نمدونم که ایشونن از خطر مرگ فرار کردن یا نه

 دوست دارم زنده باشه و از حقش دفاع کنه و از رابطه ای که  با اون پسر داشته بگه از اینکه وقتی با اون پسر بوده لذت میبرده و

زندگی شخصی هر کسی به خودش ربط داره(حریم خصوصی)اون دو نفر مطمئن بودن که هیچ موقع این فیلم پخش نمیشه حریم خصوصی اینجا معنی میده

من قصد جانب داری از این کار رو ندارم و فکر میکنم فیلمبرداری انجام شده بزرگترین اشتباه بوده

 ناخواسته این فیلم پخش شده به خاطر محتوای فیلم پس آبروی پسره هم در خطره و اینو مطمئن باشه خدا جواب سختی به کسی که با آبروی مردم بازی میکنه میده

فقط ازتو یه خواهش دارم جای کسی هیچ موقع تصمیم نگیرین در هیچ شرایطی

خوب  این نکته توجه کنید

این فیلم که از زهرا امیر ابراهیمی پخش شده که هیچ ادعایی از پیغمبر و اسلام و امام حسین وخدا نداشته 

و مقایسه کنید از فیلمی که از هلالی در حال تریاک کشیدنه(نمیدونم دیدین یا نه؟)

که همش از روز عاشورا امام حسین میگه

شاید مقایسش یه زره سخت باشه اما کار کدوم طرف اشتباه تره ؟؟؟؟؟؟؟

راستی یادم رفت اینجا ایران است!!!

هر کسی یه جور فکر میکنه وهر کسی بلطبع نظر خاص خودشو داره

الان و در همین لحظه از خدا یه چیز خیلی کوچیک میخوام(شایدم بزرگ)

 که این جریان رو

 تا آخرش ختم به خیر کنه و همه چیز برای مردم روشن شه

.........................................................................................

یه خبر خوشحال کننده حداقل برا خودم

خبر خودکشی تکذیب شد

+نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت21:47توسط مریم | |