|
دکتر عیدی پورگفت: هر دوره انتخابات در ایران به لحاظ بعد رسانه ای و پویایی افکار عمومی با دوره پیش تفاوت های عمده ای دارد چرا که اولا رسانه ها به لحاظ تکنولوژیک و ساختاری دائما در حال پیشرفت و به تبع آن تاثیرگذاری بیشتر هستند و دوما این که دموکراسی و فرهنگ مردم سالاری روز به روز بالغ تر و همه گیرتر می شود. دکتر ماکان عیدی پور در گفت و گو با قلم نیوز افزود: به دلیل نبود ساختار حزبی مناسب و کمبود و یا نبود احزابی که از پایگاه مردمی برخوردار باشند سبب شده است که مخاطب سیاسی در ایران ناچار شود از طریق ادراک خود و قوه تحلیل، سمت و سوی یک نشریه و رسانه را تشخیص دهد و یا اینکه صرفا دنباله رو دیگران باشد. این مدرس دانشگاه گفت: موضوع رسانه های بی تابلو اگرچه در ظاهر استقلال رسانه و رسالت خطیر روزنامه نگاری در بیان واقعیات و عدم جانبداری را گوشزد می کند اما هنگام رویدادهایی مانند انتخابات سبب کاهش توان تاثیرگذاری رسانه و قابلیت انحصار مخاطب می شود. عیدی پور در راستای ترغیب مردم به مشارکت حداکثری از سوی مطبوعات با تاکید بر این مطلب که مساله مشارکت سیاسی به لحاظ جایگاه ایران در جهان و نوع ساختار حکومتی آن بسیار پر اهمیت است افزود: در صوررت عدم مشارکت گسترده مردم در انتخابات نخستین عارضه آن غیر دموکراتیک جلوه گرفتن رییس جمهور بعدی خواهد بود که این امر خوراک خوبی را برای رسانه های مخالف جمهوری اسلامی ایران فراهم خواهد کرد. این تحلیلگر مسایل رسانه ای گفت: مهمترین مساله ای که سبب جلب اشتیاق مخاطب و ایجاد حس اعتماد او نسبت به شرکت در انتخابات می شود ایجاد فضای رقابت شدید و تقسیم حجم رسانه ای به میزان تقریبا مساوی برای هر یک از نامزدهاست؛ چنانچه مخاطب احساس کند رقابت آنچنان تنگاتنگ و نزدیک است که حتی میزان اندکی رای می تواند سرنوشت ساز باشد تشویق خواهد شد تا در پای صندوق های رای حضور یابد. دکتر عیدی پور افزود: آنچه در انتخابات قبلی رخ داد تحقیقا نمودی بود از این تئوری؛ چانچه بسیاری از مردم به دلیل آنکه احساس می کردند رقابت چندانی وجود ندارد و فاصله دو کاندیدا از یکدیگر آنقدر زیاد است که ممکن است حضور آن ها بی مورد باشد در پای صندوق های رای حاضر نشدند و انتفاقا نتیجه انتخابات باعث شگفتی بسیاری شد. وی در پایان خاطرنشان کرد: برای مشارکت حداکثری مردم رسانه ها باید سعی کنند تا موقعیت نامزدهای دیگر را بزرگنمایی کرده و در عین حال از احتمال پیروی نامزد مورد نظر خود در صورت حمایت مردم سخن بگویند تا مردم رقابت را تنگاتنگ و سالم احساس کنند.
از روزی كه سید محمد خاتمی، كاندیداتوری خود برای حضور در انتخابات دهم ریاست جمهوری را اعلام كرد تا روزی كه بیانیه انصراف او بر روی سایتهای خبری قرار گرفت تنها یك فاصله كوتاه 36 روزه سپری شد. اما همین فاصله كوتاه بسیار پربركت بود. خاتمی آنقدر در اعلام كاندیداتوری تامل كرد تا عدهای از اصولگرایان، »راز دل« خود را افشا كنند. پیامهای آشكار و پنهان آنها كه »اگر خاتمی بیاید، همه اصولگرایان از احمدینژاد حمایت خواهند كرد« و یا ابراز خوشحالیهای تصنعی بعضی افراد كه »از آمدن خاتمی استقبال میكنیم زیرا موجب اجماع در مورد احمدی نژاد خواهد شد« بزرگترین دستاورد اعلام حضور تاخیری خاتمی بود. زیرا این سخنان نشان میداد كه رئیس دولت نهم، انتخاب اول بسیاری از اصولگرایان نیست. به عبارت واضحتر، این نحوه دفاع از كاندیداتوری رئیس جمهور فعلی، نشان میداد كه بسیاری از ادعاها در خصوص رضایت كم سابقه مردم از منش، روش و گفتمان دولت نهم، تنها نوعی اعلام قدرت در برابر رقیب اصلاحطلب است. خاتمی قبل از اعلام كاندیداتوری، در یك دوره سه ماهه، بارها به صورت صادقانه نسبت به موانع وكارشكنیهایی هشدار داد كه در صورت انتخاب یك »رئیسجمهور اصلاحطلب« در برابر او قرار خواهد داشت. او با این كار ثابت كرد كه حاضر نیست مردم را با وعده های »آرمان شهری« به طرف خود جذب نماید. این روش تبلیغی خاتمی، نقاط اشتراك فراوانی با برنامه تبلیغاتی مهدی كروبی داشت و میرحسین موسوی كه دیرتر از كروبی و خاتمی وارد عرصه انتخابات شد نیز تبلیغات خود را بر اموری متمركز ساخت كه نشان دهنده اشتراكات فراوان در مبانی مورد اهتمام سه كاندیدای اصلاح طلب بود. آنها به جای آنكه به بزرگ نمایی قابلیتهای خود بپردازند یا دولت احتمالی خویش را، مؤید به تاییدات ویژه بدانند، واقعیتهایی از شرایط امروز در كشور را تبیین كردند. سه كاندیدای اصلاحطلب با این روش، فرصتی برای مردم فراهم نمودند تا خود به مقایسه دوره حاكمیت اصلاح طلبان با امروز بپردازند و سپس تصمیم لازم را بگیرند. در این میان، خاتمی با تاكید بیشتر بر كارشكنیهای احتمالی، به دنبال آن بود تا به رقبا ثابت كند »یك رئیس جمهور اصلاح طلب، هر چقدر هم كه با كارشكنی مواجه باشد می تواند در رقابت با كاندیدای اصولگرا كه از انواع حمایتها برخوردار است، تعداد بیشتری از آرای مردم را جذب نماید.« درستی بخشی از این مدعای خاتمی زمانی آشكار شد كه قبل از اعلام كاندیداتوری رئیس جمهور پیشین ایران، بر حجم پیغام و تهدیدها برای منصرف كردن خاتمی از كاندیداتوری افزوده شد تا همگان بدانند برخلاف بعضی ادعاهای ظاهراً پرحجم اما توخالی، جناح مقابل به شدت نگران اقبال مردم به اصلاح طلبان است. با ورود رسمی خاتمی به عرصه انتخابات، پرده دیگری از سناریوی برخی مدعیان اصولگرایی در برابر دیدگان مردم قرار گرفت. پایان ناگهانی انتقادات اصولگرایان از دولت و شخص رئیس جمهور، جای هیچگونه تردیدی باقی نگذاشت كه آنها واقعاً نگران هستند و نه تنها پیروزی رأCی آورترین كاندیدای خود در برابر كاندیدای اصلاح طلبان را بسیار»مشكل« می دانند بلكه بر این نكته نیز واقفند كه در صورت تعدد كاندیدا در جناح اصولگرا، این »مشكل« به »غیرممكن« تبدیل خواهد شد. زمان و نحوه اعلام كاندیداتوری خاتمی به گونه ای بود كه بسیاری از اصولگرایان، ناچار شدند تلقی واقعی خود از انتخابات را با استفاده از عباراتی آشكار سازند كه عدم رضایت قلبی برای اجماع بر رئیس جمهور فعلی نیز از آن هویدا بود. پس از ورود هوشمندانه خاتمی، واقعیتهای حاكم بر اردوگاه انتخاباتی اصولگرایان بیش از پیش آشكار گردید. اما خاتمی كه گویی میزان بیشتری از افشاگری را لازم می دید بلافاصله سفر به سه استان را در دستور كار خود قرار داد كه استان های انتخاب شده نیز گویای نوعی هوشمندی در برنامه ریزی سفرها بود. یكی از این سه استان، جزء محروم ترین استانها و دیگری از استانهایی بود كه دولت نهم، مدعی انجام فعالیتهای بزرگ اقتصادی در آن است و در سومین استان، تا چندی پیش مهمترین تریبون سیاسی-مذهبی در اختیار كسی بود كه »انتخاب یك سیاهپوست در آمریكا را، تحت تاثیر نامه نگاری های احمدی نژاد می دانست.« نحوه برخورد مسئولان محلی با این سفر و استقبال قابل توجه مردم از خاتمی، بسیاری از ادعاها در مورد رویگردانی مردم از اصلاح طلبان را خنثی كرد و تنها چند روز بعد از این مسئله، با اعلام ورود رسمی میرحسین به عرصه انتخابات، خاتمی كنارهگیری خود را از رقابتهای انتخاباتی اعلام كرد تا این »خروج« نیز مانند آن »ورود« دستاوردهایی برای مردم داشته باشد. تعجیل بعضی از اصولگرایان برای نشان دادن علائق واقعی انتخاباتی خود به حدی بود كه برای ابراز آن حتی تا 24 ساعت پس از انتشار خبر انصراف خاتمی، تحمل نكردند. این »رازِ از پرده برون افتاده« را میتوان بزرگترین دستاورد انصراف عبرت ا~موز رئیس دولت هشتم از كاندیداتوری برای انتخابات دهم دانست. ضمن آنكه مشخص شد مهمترین »اصل« برای بعضی مدعیان »اصول« گرایی، حفظ حاكمیت جناح متبوع خود به هر قیمت است. تنها دلیل در مورد خاتمی، همان بود كه خود او از ماهها پیش بر آن تاكید میكرد و با اعلام كاندیداتوری خاتمی، صدق آن آشكار شد. خاتمی بارها گفته بود كه در صورت ورود او به انتخابات، مشكل آفرینیها بیشتر خواهد شد و كارشكنیها به اوج میرسد. شاید هم او با اعلام كاندیداتوری، میخواست بعضی از طرفداران خود را از صحت این تحلیل، مطمئن سازد. انصافا با »ورود هوشمندانه« و »انصراف عبرت ا~موز« خاتمی، دقت این تحلیل و بسیاری از حقایق دیگر آشكار گردید. اكنون نوبت دو كاندیدای دیگر است كه در مدت باقیمانده تا برگزاری انتخابات، هوشمندی خویش را بیش از پیش به اثبات برسانند كه قطعا چنین خواهند كرد. حامیان خاتمی هم - كه بعضی از آنها در روزهای گذشته در برابر اعلام كاندیداتوری موسوی، رفتارهای ناشایست نشان دادند- بایستی علاقمندی خود به روش و منش خاتمی را با توجه به بندهای مختلفِ »انصرافنامه« او به نمایش بگذارند. اصلاح طلبان به صورت عام و طرفداران خاتمی به صورت خاص بایستی نشان دهند كه آنها نیز مانند خاتمی میاندیشند كه »هر عملی كه به تشتت آراء و اختلافنظر خواستاران تغییر - در هر جبهه و جناحی كه باشند- بینجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.« اگر این توصیه خاتمی مورد توجه واقعی همه »خواستاران تغییر« قرار گیرد، هدف خاتمی نیز به راحتی محقق خواهد شد كه »حضور در انتخابات، برای پیروزی است، نه یك تفنن پرهزینه.«
|
About![]()
ی کاش می شد فهمید در دل آسمان چه می گذرد Archivesاردیبهشت 1388فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 دی 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 Authorsمریممائده مزینانی Links
وب نوشته های محمد علی ابطحی
نقد رسانه ای |