تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

سلام به همه دوستان

غیبت چند ماه  ما هم به کسی مربوط نیست، چون ما خودمان هم نفهمیدیم که چرا نبودیم. اساسا در ایران گاهی پیش می‌آید که آدم نفهمد چرا نیست. تا کار به جاهای باریک نکشیده،(همش شوخیه!!)

 اين مسير دانشگاه كه بنده بهش افتخار مي دم و مردم و راننده هاي گرامي به ديدار ما نائل مي گردن جاي بسيار جالبيه ... تا دلتون بخواد موضوع براي گير دادن داره ..
يه بار سوار تاكسي شدم و با راننده مشغول جرف زدن بوديم ..
سر يه چهار راه ترافيك شده بود و ما هم پشت ماشين جلويي وايساديم .. يه كم چشم چرخوندم ديدم هي هي يه پليس راهنمايي رانندگي اونجا وايساده .. گفتم خب اين حتما الان اين گره ي كور رو راس و ريس مي كنه .. ولي هيچ جم نمي خورد از جاش .. ما هم كه با سرعت لاك پشت در حركت بوديم از كنارش رد شديم .. ديدم جناب محترم وايساده داره با گوشيش بازي مي كنه يا اس ام اس مي زنه .. دستش نه برگ جريمه بود ، نه بي سيم داشت و نه هيچي .. يعني لپ كلام اينكه بود و نبودش هيچ فرقي نداشت اونجا ..
يه كم رو مسئله فكر كردم ديدم تو جامعه ي ما چقدر ازاين موارد يا به قولي لولو سر خرمن داريم .. اووووووووووووووووه اصلا قابل شمارش نيستن .. تو همين دانشگاه ما كيف يكي از بچه ها رو زدن حدود بیست هزار  ازش بلند كردن .. با وجود كارمنداي محترم حراست و چي و چي .. جلوي در دانشگاه هستن و هر كي دلش مي خواد مي ياد و مي ره .. طرف هم عين خيالش نيست ..
ديگه چي بگم از اينا .. غصم شدا . . ياد كفش طفلكيم افتادم .. همون روز اول كش رفتن .. در حالي كه مسجد مسئول داشت و اه .
اين سريال ادامه داره ( راستي ... اينجا جا داره از يكي از دوستان خيلي خيلي گلم كه اين مدت به من لطف داشته و اينا يه تشكر گنده كنم .. چون نمي خوام شناسايي بشه ازشون به اسم س . ع ياد مي كنم .. )
مثل هميشه

+نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت10:38توسط مریم | |