تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

ما و عاشورا

ماه محرم از راه رسید. ماهی که برای خیلی ها  یاد آور عزاداری است . اما متاسفانه مانند دیگر کارهایمان که قشری هستیم این موضوع را که می تواند دید  انسان را متحول کند  با کار های نا بجا را با دست خویش به نابودی می سپاریم. بعضی از مداحان که این روزها شمارشان از خوانندگان موسیقی پاپ هم بیشتر شده هر دروغ و مطلب کذبی را به عاشورا و امام حسین نسبت می دهند تا به قول خودشان جگر مردم را بیشتر بسوزانند و اشکی که رونق کارشون  باشه. البته من  شخصا مخالف سبک ها و نوآوری های جدید در مداحی نیستم  .یکی از کتاب های مفید شهید مطهری حماسه حسینی است که در سه جلد چاپ شده تا خرافه هایی که تاریخ عاشورا را تحریف کرده است را نشان دهد(هنوز خودم تمومشون نکردم).البته این اتفاق  فقط بر عاشورا نازل نشده است بلکه خیلی از  وقایع تاریخی رادر بر گرفته حتی جریانات اخیر.آیت الله مکارم یه صحبتی کردن که ، و  ردکردن  کسانی که از نام های نامناسب مانند هیئت دیوانگان حسین و .... استفاده می کنند و یا مثلا در عزاداری می گویند لا اله الا الحسین ، که بسیار مناسب بود.
موضوع دیگر نحوه عزاداری است که در بعضی مواقع .... کننده است.باز جای شکرش باقی است که قمه زنی را حرام اعلام کرده اند ولی باز در گوشه کنار مدعیان مسلمانی دست بردار نیستند و حتما امسال  باز شاهد انتشار عکس های قمه زنی در اینترنت خواهیم بود.در این چند ساله مد شده که موقع سینه زنی لخت می شوند و سینه می زنند .ظاهرا هر چه محکمتر به بدنشان بکوبند ثواب بیشتر می برند .سال گذشته که مراسم سینه زنی با مداحی سعید حدادیان از تلویزیون پخش می شد ،از آنجا بیشترشان لباس تنشان نبود مانند فیلم های سینمایی خارجی تصویر کش می آمد یا در و دیوار را نشان می دادند.
من امسال هم مانند سال قبل در هیچ کدام از این مراسم روی های خیابانی شرکت نمی کنم فکر می کنم دلیلش مشخص باشد چون هم مردان و هم زنان(دختر و پسرا) (البته نه همه ) که در این مراسم شرکت می کنند بیشتر برای عروسی می روند یا تماشای این که چه هیئتی علم را سریع تر می گرداند. امیدوارم عزاداری ما از این قشری گرایی و سطحی نگری جدا بشه

و عزادار واقعی حسین باشیم و بیام از روز عاشورا درس آزادگی و عدالت رو بگیریم

نه پیرهن مشکی و گریه زاری

ما رو از دعای خیرتون بی نصیب نزارین

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت1:25توسط مریم | |

 

چرا وقتی می خواهیم بریم توی رویا ! چشمها مونو می بندیم ؟ وقی می خواهیم گریه کنیم ؟ وقتی می

خواهیم فکر کنیم ؟ وقتی می خواهیم  تصور کنیم ؟ وقتی می خواهیم کسی را بوس کنیم ؟  به این دلیل

هیستش که , قشنگ ترین چیزهای توی دنیا قابل دیدن نیستن

+نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت15:20توسط مائده مزینانی | |

امیدوارم سرنوشت صدام درسی بزرگ باشه برای

همه دیکتارتورهای فعلی

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت18:55توسط مریم | |

 امروز در خانه تنها مشغول مطالعه بودم که دیدم یکی داره در میزنه. آیفون رو برداشتم دیدم صدای یه خانم مسن میاد که میگه یه دقیقه بیا دم در!اول فکر کردم از متکدیان مدل جدیدیه که میان و با بهانه های متفاوت درخواست پول میکنند. نمیخواستم. در رو باز کنم بعد پیش خودم گفتم که حالا برم ببینم جریان چیه. در رو که باز کردم

دیدم یه خانم مسن حدود 75 ساله است. یه تابلوی بزرگ هم دستش بود. حدود 80 سانتیمتر در 50 سانتیمتر. گفت سلام دخترم. من چند وقت پیش مریض شده بودم مادرت اومده بود عیادتم. منم حالا خوب شدم این تابلو رو خودم براتون دوختم


یه تابلو بزرگ که حالیم نیست دقیقا نمیدونم با چی دوخته شده ، فکر کنم پولک و ملیله و از این حرفا باشه. دوختن یه همچین چیزی حداقل دو سه هفته وقت برده. خیلی تحت تاثیر قرارگرفتم.
تابلو رو داد دستم و رفت یه نگاه مهربانانه کرد و گفت زنده باشدخترم .

زندگی ها خیلی داره تغییر میکنه. خیلی حیف میشه شاید یه همچین اتفاقاتی در زندگی های آینده ما ، در فرهنگ آینده ما دیگه رخ نده.

+نوشته شده در دوشنبه چهارم دی 1385ساعت11:22توسط مریم | |