تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

يكي از نماينده‌هاي محترم مجلس هفتم در حال ديدن خوابِ خدمت به مردم!

+نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت20:5توسط مائده مزینانی | |

 
بدين وسيله به هر كس كه زودتر از بقيه حدس بزند عكس‌هاي زير مربوط به چه مكاني است، از طرف سازمان ميراث فرهنگي، جايزه ارزشمندي اهدا مي‌شود.
اين جايي كه مد نظر است، ميز و صندلي دارد، ولي كتابخانه نيست!
 
 موسيقي زنده هم دارد، ولي آمفي‌تئاتر نيست! 
 
 خارجي‌ها هم زياد به آنجا مي‌روند، ولي موزه نيست! 
 
 حوض هم دارد، ولي پارك نيست! 
 
 نان هم در آن مي‌پزند، ولي نانوايي نيست! 
 
 WC هم در مدل‌هاي متنوع برايش ساخته‌اند!
 
 بخشي از آنجا را هم به دستور اداره بهداشت، كاشي سفيد كرده‌اند... . 
 
 
اي بابا ... نتوانستيد حدس بزنيد؟ اشكال ندارد، خودم برايتان مي‌گويم: اين عكس‌ها مربوط به حمام تاريخي «وكيل» در شيراز است كه به ابتكار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، به يك مؤسسه خصوصي واگذار شده تا با تغيير كاربري، تبديل شود به رستوران

 
1
 

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت22:21توسط مریم | |

این بار میخوام در مورد عدالت خدا حرف بزنم با یه مثال ورزشی

شاید بگین که حالا چرا ورزشی؟؟اونم از نوع فوتبال

اینکه من عدالت خدا رو خیلی دیدم هیچ شکی نیست یا همون جمله معروف :

چوبه خدا صدا نداره

 اما این بار از ته دل این عدالت رو احساس کردم

چون برام خیلی جالب بود میخوام برای شما هم بگم . شاید شما هم جای من بودین

همین طور فکر میکردین

من یه استقلالی ام (هیچ ترسی هم ندارم که...) شاید براتون مهم نباشه اما به ماجرا ربط داره !!! بلاخره نتایج این تیم برای من و همیطور طرفداراش مهمه و همچنین

بازیکن های این تیم و اینکه اخبار مربوط به بازیکن ها رو بی اختیار دنبال میکنم

یکی از این اخبار مربوط به رفتن نیکبخت واحدی به تیم رقیب یعنی پرسپولیس بود

وقتی این انتقال صد در صد شد

من برای خودم به شخصه تاسف خوردم. درسته لیگ  ما حرفه ای شده ولی ما فقط به معنای ظاهری حرفه ای شدیم و پول های حرفه ای میدیم

فوتبال ایرانی یعنی احساس حالا ادامه ماجرا ...

وقتی رفت تاسف خوردم که چرا این اتفاق افتاد’

 چرا باید طرفدار این بازیکن باشم’

چرا وقتی پیراهن تیم جدیدشو بوس کرد به احساسات طرفدارای قبلیش فکر نکرد ’

چرا تیم رقیب رو انتخاب کرد  در صورتی که تیم های دیگه هم بودن برای این انتخاب؟

چرا بعد از رفتنش از هواداراش یه معذرت خواهی کوچولو نکرد؟

در صورتی که با یه معذرت خواهی خیلی چیزها حل میشد

چرا این اتفاق رو گردن بقیه انداخت ؟

و خیلی چراهای دیگه

وقتی به این فکر میکنم که یه بازیکن شهرستانی میاد و 5سال تو بهترین تیم پایتخت 

بازی میکنه و از این بازی کردن به همه جا میرسه حتی محبوب ترین بازیکن میشه

به خودم میگفتم یعنی احساس این همه هوادار چی میشه!

قبولش یه کم برام سخت بود

تا اینکه بازی برگشت فینال جام حذفی  انجام شد.درسته این جریان خیلی وقته تموم

شده شاید خیلی ها یادشون رفته!!!

من این بازی رو ندیدم. من به تیم پرسپولیس و نتایجش  کاری ندارم حتی دوست داشتم قهرمان بشه و جام رو بالا ببره

بازی نود دقیقه تمام شد . وقت اضاف تموم شد .

و رسیذ به ضربات پنالتی تا اینکه حساس ترین ضربه رسید به علی رضا نیکبخت واحدی ...

من به نتیجه بازی کاری ندارم

ولی وقتی فهمیدم این تیم با بیرون زدن ضربه پنالتی این بازیکن به جام نرسیده

یه احساسی رو داشتم که نمیتونم وصفش کنم

وقتی به این فکر میکنم که میتونست ضربه این بازیکن بیرون بره ولی این تیم قهرمان جام حذفی کشور بشه

این احساس صدبرابر میشه من یه عدالتی رو احساس کردم که هیچ موقع از نزدیک احساس نکرده بودم

امیدوارم با طر ح این موضوع به کسی توهین و بر نخورده باشه

(با آرزوی موفقیت برای این تیم با این بازیکن)

صد البته اینکه این مثال برای عدالت خدا خیلی کمه وکوچیکه

خدا خیلی بزرگتر از این حرفاست

یه قول کوچیک به خودم:دیگه از این دست(جور) مطالب ورزشی نمینویسم

و برای  آخرین بار بود

 

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت17:9توسط مریم | |