تبليغاتX
قلک

قلک

انسانم آرزوست...!

جناب آقای محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران

آقای رئیس جمهور

 حتما در جریان هستید که جدیدا طرحی برای مبارزه با بد حجابی از سوی نیروی انتظامی مطرح شد و با اون طرح موافقت شد

نیروی انتظامی بیکار ایران ......

عملا وارد این بازی شد.

الان همه هم وغم نیروی انتظامی تهران بزرگ  به جای برخورد و درگیری با جرم و جنایات روزمره دراین شهر.. شده مبارزه با بد حجابی و طرح پوشش خانم ها و زن ها این مملکت

درست کشور ما مسلمان نباید بد حجاب بود

ولی چرا یه ارگان مخصوص این کار انجام نمیدهند

که چهره نیروی انتظامی مخدوش نشه

آقای رئیس جمهور

حتما در جریان اخبار جهان هستید نیروی انتظامی ما شده سوژه کشورهای غربی 

آقای رئیس جمهور

من دانشجوی رشته ارتبا طات هستم ولی از ارتباط چیزی نمی دونم

میدونید چرا؟

همه از از بر قراری ارتباط با کشور ما فراری هستن

چرا؟

آقای رئیس جمهور

چرا باید وقتی وارد خاکی جز خاک ایران وقتی وارد فرودگاهی جز فرودگاه ایران میشویم

باید برخورد بد مسولین فرودگاه و مردم اون شهر روبه رو شیم

برای اینکه ما ایرانی هستیم

آقای رئیس جمهور

از عملکرد رسانه صحبت میکنید و گلایه دارید از اتحاد آنها که باعث حمله به عراق شد

پس چرا از عملکرد رسانه های ما (ایران) صحبت نمیکنید

چرا باید رسانه های ما انقدر قضیه های فلسطین حماس عراق افغانستان تکرار کنن

تا نتیجه این تکرار بر عکس شود

آقای رئیس جمهور

چرا تا شما ورود بانوان ( با خانواده) را به استادیوم آزاد کردید

هر چندد باعث خوشحال یکی دو روزه ما شدین ( با تشکر)

تمام مراجع عظام با این کار مخالفت کردن و فتوا دادن که درست

چرا برای یک بار برای یک دفعه فتوای علیه مواد مخدر توتون  صادر نشده

که کانون خیلی از خانواده های ایرانی رو به هم زده

آقای رئیس جمهور

آیا شما از این فساد فحشا فقر که در ایران هست با خبرین 100 البته که در جریان

هستید

شما میدونید که برای چی و با چه قدرتی در انتخابات پیروز شدید

با همین جمعیتی که زیر خط فقر که چشم دل شون به شما بسته شده

آقای رئیس جمهور

من به خودم افتخار میکنم که رئیس جمهور ما رئیس جمهور شجاعی حرف خودش رو میزنه

چه جونش به خطر بیفته چه نیفته چه درست باشه چه نباشه

حس درون من میگه شما موفق میشین

 اسم شما در تاریخ جاودانه میمونه

آقای رئیس جمهور

این حکایت همچنان باقیست...

و همه چیز در حال عوض شدنه

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1385ساعت16:50توسط مریم | |

وقتی نمی توانی ثابت کنی حق با توست، بهتر و بهتر و بهتر است که از درگیری اجتناب کنی.
وین دایر

يک نامه دريافتي به نقل سايت البرز
ازطرح مبارزه بابدحجابی
تا طرحی برای نوازش بدحجابان!

سلام
ضمن عرض خسته نباشیدوامیدبرای بهروزی شما این نامه رادرحالی برای شمامینویسم که ازشدت رنج و عذابی که ازسوی جامعه متحمل شده ام به خودمیپچیم وتاکنون ناله ام بگوش کسی نرسیده ,مگردل خودم که انیس ومونسم بوده است .
چندی پیش باخبرشدم بلاخره مسوولان جمهوری اسلامی متوجه خطرات فرهنگ رسوخ پیداکرده به رگ وریشه این جامعه که همانافرهنگی بدحجابی وسمت وسوگرفتن به سوی برهنگی است ,شده وقصدمقابله باآن رادارند.ابتدای امرخوشحال شدم که بلاخره آقایان سرازلاک سیاست وحزب بازی بیرون آورده وازبین رفتن ریشه های خانواده وجوانان این مرزوبوم رادرحال لمس کردن هستند.
ولی متاسفانه وقتی برخی سخنان فرمانده هان نیروی انتظامی وتصاویربه اصطلاح بابدحجابی رادیدم متوجه شدم نخیرآقابایدبیشترازاینهاخون دل خوردودم برنیاورد.
تصاویری که به نمایش درآمدنه تنهااقتداری ازنیروی انتظامی رانشان ندادبلکه باحضورپلیس های خانم که درتصاویرنیزملموس است بیشتربه نوازش بدحجابان شبیه است تامبارزه بامظاهربدحجابی !
آقایان مسوول آیااین حرفهافقط برای دل خوش کردن واجرای مثلایک "طرح " است که بفرمائیدماهم ازهمین الان به به وچه چه برایتان راه بیندازیم بی خیال زندگی وآنچه برسرجامعه وشهروخانواده مان میآیدبشویم .
من یک جوان 25ساله درپایتخت این کشورهستم روزانه هزاران دختروزن رامیبینم که رنگ لباس زیرآنهاازچندمتری برایم نمایان وبااندامهای بیرون افتاده ازآنچه که بایدپنهانشان کند تمام افکارم را ازجامعه وپیشرفت آن دورمیکند.
آقایان من یک جوان دراوج مسایل جوانی هستم ولی انسان بی قیدی نیستم اگرچه میتوانم بگویم به من چه ارتباطی دارد؟وازکناراین گونه مسایل به سادگی گذشته واززمینه بوجودآمده خودنیزبی بهره نمانم .ولی آیااین است همه آنچه ازجمهوری اسلامی وسالهاتحصیل درمدارس و...به مامیآموختیدوپایان هرسه ماه تحصیلی ازروی آنهاامتحان میگرفتید؟
من جوانی مجردهستم که به دلیل مشکلات برخواسته ازجامعه ام نتوانسته ام تشکیل زندگی بدهم وقطعا ازسخت ترین مشکلات فعلی من غرورو فشارهای روحی وروانی ناشی ازاقتضائات این دوران است که به اندک بهانه ای تحریک میشود.
انسان بی سوادی هم نیستم که ازآماروعلت های کارشناسی افزایش جرایم درتهران وشهرهای مختلف بی اطلاع باشم وندانم که روزی نیست که تصویرزن ومردی که ممکن است دربسیاری اوقات سن آنهازیرسن قانونی بوده که درصفحات حوادث روزنامه های دولتی وغیردولتی منتشرمیشودوعلت آنهم قتل وبزه ناشی ازارتباطهای نامشروع ,برملاشدن آن ,ندامت افرادوسرانجام هم قتل یاخودکشی است .
آقایان وخانمهای نماینده مجلس شمازمانی اجازه داریدازفرمانده هان نیروی انتظامی تقدیرکنیدکه طرحهایی ضربتی وغیرضربتی نظیرپلیس زن وپلیس کوهستان جلوی ارتکاب جرایم وافزایش فحشاوبی بندوباری راگرفته باشدنه اینکه جوانی هم که میخواهدسالم به خانه وخانواده خودملحق شود برای گذرازخیابان وبازاربشدت درعذاب وفشارهای روحی وروانی بسرببرد.
هرگزسخنان دوستی راکه به تازگی ازکشورژاپن به ایران مراجعه کرده بودفراموش نمیکنم که میگفت :4ماه باکسی همکاربودم ودرزیریک سقف میخوابیدم که نمیدانستم او"مونث "است .زیراکاروفکرعقب نماندن ازقافله اقتصاداجازه فکرکردن به پوشش ورنگ لعاب رانه برای اومیدادونه برای من که به اوفکرکنم که زن است یامرد.
ولی وجدان خودراقاضی کنیداگرمن صبح ازمنزل به طرف محل کارعازم شودبادیدن اندام بیرون افتاده دختران ومتاسفانه زنانی که میخواهندبه اصطلاح آزادباشندوازنیمه تنه بالاوپائین اندامی برای پوشش زیرلباسی باقی نگذاشته اندمیتوانم تاپایان روزکه نه حتی ساعات کاری بفکرانجام وظایفم باشم درحالی که نه تنهااین تصاویرازجلوی چشمانم پاک نمیشوندکه متاسفانه دیگرحریم ادارات نیزبه بازی گرفته شده ومراجعین نیزدرحالی واردادارات ومراکزاداری میشوندکه صدای کفش آنهابرای ازپله بالارفتن بلندترازناقوس کلیساهاست .
و وقتی درمقابل میزکارمندی مینشیند چیزی برای پنهان کردن باقی نمیگذارندکه شایداینگونه کارشان زودترازبروکراسی متداول ادارات ماانجام پذیرد.
میدانم شاید برخی ازخوانندگان شمابگوید کسی که بادیدن این افرادنمیتواندجلوی خودرابگیردبهترآنکه اسیرهمین گونه افرادباشد.ولی واقعااینگونه نیست هیچ وقت صدای دختری راکه بهمراه دوستانش ازپیاده رویی دراین شهردرحال عبوربودوخطاب به دیگردوستش باصدای بلندمیگفت : دیگراینطوری از"مد"افتاده ایم وبهتراست برای اینکه پسرهای بیشتری رابطرف خودجلب کنیم شلوارهای نازک ترولباس کوتاهتری بپوشیم تابتوانیم جیب های بیشتری راخالی کنیم !!نمی توانم ازگوشم خارج کنم که اینهافقط دنبال آزادی خودشان نیستندبلکه به دنبال اسارت دیگران هستند.
ویاوقتی برای کنکورودرس خواندن به نیمکت پارک محله پناهنده میشدم فقط چندقدم آنطرفترصدای دختری رامیشنیدم که به دوست خودبرای داشتن تعداددوست پسرهای بیشتری که برایش انواع واقسام چیزهاخریده اند ,افتخاروآن رابه رخ دیگردوستش میکشید.
هرگزصحنه تاسف انگیزی رافراموش نمیکنم که وقتی برای تحقیق به ارگانی رفته بودم که درنزدیکی یکی ازمراکزمبارزه بامفاسداجتماعی بودیدم جمعیتی زیادی ازمردان وزنان جمع شده اند وگویادرانتظارهستندوقتی موضوع راجویاشدم متوجه شدم دختران وپسران این زنان و مردان رادریکی ازخیابانهای این شهردرحالی که به اردوی به اصطلاح مجردی عازم بودند بازدداشت کرده ودرحال انتقال به این مرکزبودندولی دختران وپسران درمسیرباوالدینشان تماس گرفته وآنهاهم برای اینکه فرزندان دلبندشان دچارآزردگی خاطرودل پریشانی نشوندزودترازخودروهای مامورین ومینی بوس حامل دختران وپسران خودرابه مرکزمذکوررسانده بودندکه درصورت نیازباسپردن وثیقه نگذارنددلبندانشان روانه بازدداشتگاه شوند.
متاسفم وصدهابارمتاسفم که به همین راحتی شاهدازهم پاشیدگی خانواده ها درجامعه هستیم وازکنارش به سادگی عبورمیکنیم .
مسوولین محترم بدانیدشعارآزادی که گوش فلک راکرنموده عاقبتی جزبه اسارت کشیدن جوانان ومردان مانداردومحصول آن بی ارزش شدن کلمه خانواده وفروریختن اصل ازدواج خواهدبود.
بااین اوضاع روزی رامقابل چشمانم ترسیم میکنم که دختری بدلیل آنچه راحتی وآسایش درمعاشرتهایش و...است تن به ازدواج نداده وپسری هم دختری رانیابدکه دستش رادردست دیگری ندیده باشد.
ازاین روزبترسیدوبدانیدکه میشناسم زنی که بااستفاده ازنام آزادی واینکه میخواهم آزادباشم وبرای خود , دریک زمان به صیغه چندنفردرآمده وهیچ کدامشان ازوجودصیغه بادیگری باخبرنیستند.
قسم به آنچه به آن معتقدیم وآن وحدانیت حضرت حق است قصدتخریب چهره جامعه رانداشته وندارم واینهاهمه ازسررحم برجان خودوخانواده ام است که میترسم بکدامین جامعه آنهارامیسپارم .
مگراین لباسهای محرک ونازکی که میآیدوبه تن ها پوشیده میشودراچه کسی عرضه وکسبه آنراتائیدومجوزفعالیت میدهد؟
غیرازاماکن ونیروی انتظامی که خوداکنون مجبوربه مبارزه باآن شده ؟
چگونه است هزینه اندک مقابله بافروش آنرامتقبل نمیشودولی هزینه گزاف وسنگین مقابله بامردم ورودروشدن باجوانان رابه جان میخرد؟
سوالی که شایدبه این زودیهانتوانم برایش پاسخی دریافت کنم .

درجواب یک نامه
اولا از انجاييكه مي دانم دختران و زنان مانند هميشه هيچ واكنشي نشان نمي دهند و مانند بقيه زنهاي اجتماع اصلا به فكر حقوق خودشان نيستند اين مطلب را مي نويسم ، و اميدوارم حداقل يكي از خانم هااز مطلبم دفاع كند .
نگارنده نامه در نامه خود اشاره به وضع موجود جامعه كرده كه البته تا حدودي درست ارزيابي كرده ولي بسيار تند و تيز !
اولا دوست عزيز نگارنده تمام تقصير ها را گردن خانم ها انداخته كه اين اصلا منصفانه نيست . قبول دارم كه وضعيت حجاب در جامعه در شان جامعه اسلامينيست ولي پيشينه اين بد حجابي را بايد در خود مسوولين جستجو كرد نه در دختران و زنان .
قانوني هست كه مي گويد ، هر چي تنگ تر بگيري از آن ور در مي رود . اين دوست عزيز يادش نيست كه زماني كميته به خاطر يك تار مو چه الم شنگه اي راه مي انداخت و چه شلاق هاي بي موردي مردم به خاطر هيچي و نداشتن گناه خوردند ؟
اين دوست عزيز چه زود آن خواهراني را فراموش كرده كه تحت نام امر به معروف سيلي در گوش دختران مردم مي كوبيدند و آبروي مادرها و خواهرهاي ما را در ملا عام تحت نام فاحشه مي بردند . فقط به خاطر يك رژ كم رنگ يا يك تار مو و حتي داشتن روسري !
دوست عزيز يك طرفه به قاضي رفته ايد و بشكن زنان برگشته ايد . شما بيشتر احتياج به كنترل نفس خود داريد نه جامعه . شما كه با شنيدن پاشنه كفش يك دختر از كارتان مي افتيد ! يا به خاطر ديدن يك مانتوي كوتاه غش و ضعف مي كنيد بهتر است به يك روانشناس مراجعه كنيد . اصلا چه دليلي دارد كه شما اين صحنه ها را اينقدر موشكافانه نگاه كنيد كه از حال برويد !؟
دوست نگارنده ، دولتي كه مجلسش به جاي رسيدگب به امور مردم ، سر صبحانه و ناهار جلسه مي گذارد و مضحكه دنيا مي شود ( مجلس جاي ... نيست ! ) چرا بايد انتظار داشته باشد كه مردمش در بالاترين سطح فرهنگ قرار داشته باشند ؟
دولتي كه به خاطر سقوط هواپيمايش دست به دامان پاكستاني هايي كه هنوز در امرار معاششان مشكل دارند ، مي شود ، چرا بايد انتظار از مردمش داشته باشد ؟ مگر همين پاكستاني ها نبودند كه خبرنگاران ما را تيكه تيكه كرده بودند ؟ چه حافظه تاريخي خوبي داريم !
وقتي پدري از صبح تا شب به خاطر اجاره خانه مجبور به سه شيفت كار است و مادري به خاطر امرار معاش طبيعي زندگيش مجبور به كارمندي يا شاغل بودن است ، چرا بايد ازشان انتظار داشت كه به تربيت فرزندانشان رسيدگي كنند ؟ دولت ابتدا امرار معاش را حل كند ، بعد نحوه زندگي را ياد بدهد .
در كجاي دنيا سراغ داريد كه به خاطر تجمع دو هزار نفر كه بيشتر از دويست نفر هم نبودند ! بيش از سي ميليون زن و دختر ديگر را تحت منگنه قرار دهند .
اصلا حرفم اين نيست كه همه با مايو به خيابان بيايند ولي اين حرفا به جز بدتر كردن جامعه ، هيچ سودي ندارد .
دوست نگارنده ، مگر اروپايياني كه چادر سر نمي كنند ، همگي فاحشه هستند ؟ آيا چادر و حجاب ملاك آدم بودن است ؟
زماني كه دولتي مي گويد ، دختر ها و پسرها در جامعه با هم نباشند و در مجامع عمومي جلوي چشم نباشند ولي در پستو هر كاري خواستند بكنند ! نبايد انتظار داشت كه فحشا در جامعه بيداد نكند . وقتي با يك كافي شاپ رفتن ، كرم مي خوابد چرا مجبور مي كنيد كه به مكان روند ؟
دوشت نگارنده ، آن سخت گيريهاي تا ده سال پيش نتايجش اين حجاب امروزي است ، لطفا به همين حجاب انقدر سيخ نزنيد تا همين طور بماند و الا جلوي سي ميليون مايو پوش را ديگر نمي تواند هيچ قدرتي بگيرد .
دوست نگارنده نمي دانم دانشجويي يا نه ، ولي وقتي در دانشگاه دو همكلاسي بعلت امانت دادن جزوه به هم اخراج و يا به انجمن اسلامي مي روند ، چرا نبايد در پستو با هم جزوه رد و بدل كنند ؟؟؟
دوست عزيز فاحشه بازي بد است قبول ، خانم بازي بد است قبول ولي آيا اگر تقاضا نباشد ، عرضه مي تواند باشد ؟ صيغه خوب است ؟ پس چرا در اين مملكت اسلامي جايي براي متعه كردن نيست ؟ چرا جايي كه بتوان در آن زنان صيغه اي پيدا كرد نيست ؟
اصلا چرا تمام كساني كه نياز جنسي كه نعمت خداوند و هديه خداوند به انسان است را محكوم مي كنند ، همگي ده ها زن متعه اي و بيش از ده بچه دارند ؟؟؟
بحث در باره اين موارد وقت تلف كردن است و پيشنهاد مي كنم شما هميشه آب قند همراه داشته باشيد كه مبادا با شنيدن صداي پاشنه كفش خانمي از حال برويد . در ضمن شما اگر نگران خانواده تان هستيد ، خانواده تان را اصلاح كنيد چون هيچ قدرتي در دنيا نمي تواند زني را كه پاك است ، ناپاك كند . پس بدبيني تان ، را با تربيت خانواده تان كه بهشان شك داريد ، حل كنيد نه با توهين به سي ميليون دختر و زني كه در اين مملكت ، آبرومند و شرافتمندانه در حال زندگي هستند .
در ضمن ، دوست عزيز ، خانمي مي خواهد كاري خلاف ميل شما بكند ، خودش مي داند و خداي خودش ، نه شما را در قبر او مي خوابانند و نه شما را در آن دنيا به مار غاشيه مي سپارند . شما دامنتان را بالا نگه داريد كه روي زمين ، كثيف نشود !!!

+نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت14:1توسط مریم | |

چند روز پیش فیلم یه بوس کوچولو رو دیدم و تصمیم گرفتم مطلبی در مورد این فیلم بنویسم. اول می خوام آخرشو بگم! فیلم ارزش دیدن داره و من شخصا احساس نکردم که وقتمو تلف کردم. توصیه می کنم اگه این فیلمو ندیدید, خوب ببینید!
فیلم در مورد مرگه. به نظر من موضوع قابل توجه و خوبیه. در عین حال با پیام اصلی فیلمساز مخالفم. فیلم سعی می کنه این مفهوم رو به بیننده القا کنه که مرگ برای آدمای مختلف چهره های متفاوتی داره, البته با تعابیر مختلفی می شه به این حرف نگاه کرد, ولی حرف اصلی فیلمساز اینه که مرگ برای آدمای خوب (که تعریف دقیقی ندارن!) مثل یه بوس کوچولو (اونم توسط یه زن خوشگل!) و برای آدمای گناهکار یه جور دیگه است ( گناهکارها هم دقیقا معلوم نیست چه کسایی هستن, چون مفهوم گناه تعریف نشده است) و مامور اجرای حکم هم برای این گروه یه پیرزن زشته!
اون چیزی که من باهاش مخالفم اینه. به نظر من, مرگ موضوع زنده هاست و یکی از معدود چیزاییه که آدما توش برابرن. چون همه می میرن و هر کسی هم فقط یه بار میمیره. در هر حال اون فیلم رو که من نساختم و سازنده اش هم مثل من فکر نمی کرده .
از ویژگیهای مثبت فیلم, استفاده از "داستان در داستان" است که بار مهمی از قصه و پیام فیلم رو بر عهده داره و به ویژه خروج کاراکترهای داستانی از داستانشون و برخوردشون با نویسنده داستان خیلی جالبه. خلاصه همون جور که اول گفتم, دیدن این فیلم رو به شما توصیه می کنم.
زندگیتون شاد و مرگتون بی دردسر

+نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت13:54توسط مریم | |